تبليغاتX
چاه علی

چاه علی

درد دل با چاه علی

جايگاه علي عليه السلام درهستي

معرفت و شناخت كامل شخصيت والاي اميرالمؤمنين علي (ع) و جايگاه او در جهان هستي در حد بشر نيست چه رسول اكرم (ص) خطاب به مولا مي فرمايد :
يا علي لا يعرفك الاّّّ الله و انا
اي علي! تو را هيچكس نشناخت جز خدا و من
درابتداي خلقت، معمار آفرينش، زمين و خورشيد و ماه و بر و بحر اعلام كرد كه آفرينش شما، آفرينش همه چيز، به طفيل محبت پنج نور مقدس است.
يا ملائكتي و سكان سماواتي اعلموا اني ما خلقت سماء مبنيه و لا ارضا محديه و لا قمرا منيرا و لا شمسا مضيئه
و لا فلكا يدور و لا بحرا يجري و لا فلكا يسري الا في محبه هؤلاء الخمسه.
آفرينش بر محبت اينان رقم خورد و عرصه هستي به حب ولايت آنان از عدم شكل گرفت. اگر علي (ع) نبود، آفرينش به تكوينش نمي ارزيد . نوروجود علي (ع) ، مصباح پايگاه آفرينش شد وهستي اول با وجود او شكل گرفت. هدفنامه وجود را نيز به وجود او پيوند زدند.
لو لا كلما خلقت الا فلاك و لو لا علي لما خلقتك...
در زيارتنامه مولي در روز غدير علي (ع) را ندا مي دهيم :

السلامٌَُُُ عليكُُ ايها النبأ العظيم، الذي هم فيه مختلفون

سلام برتو اي خبر بزرگ عالم! خبر بزرگ هستي. پس علي (ع) راز بزرگ خلقت است! اما در او اختلاف كردند. اين بود كه اول مظلوم عالم هم علي″ نام گرفت.

روزي پيامبر اكرم (ص) در جمع صحابه بودند و جبرئيل، ملك مقرب الهي هم به شكل انساني در آن جمع حاضر بود. پيامبر به جبرائيل رو كردند و با اشاره به اميرالمؤمنين علي (ع) فرمودند: آيا او را مي شناسي؟ عرض كرد: چگونه او را نشناسم كه او در عرش مرا معلم بود و شيوه عبوديت الهي را به من تعليم فرمود. تو به آدم وقتي كه از بهشت قرب رانده شد و به زمين فراق هبوط كرد، با ذكر نام علي (ع) و اهل بيت او به درگاه الهي پذيرفته شد. نوح نام او را بر كشتي خويش حك كردو لنگرگاه كشتي اش را مسجد كوفه قرار داد. خداوند در شب معراج با حبيب خويش با صوت علي (ع) سخن گفت. قرآن كريم، علي (ع) را به منزله نقش پيامبر دانست.

فقل تعالوا ندع ابناء نا و ابناءكم و نساءنا و نساءكم و انفسنا و انفسكم (آل عمران 61)

پيامبر فرمودند: من و علي از يك درختيم (انا و علي من ش جره واحده) و باز فرموده:   (انت مني بمنزله هارون من موسي) و نيز: (انا مدينه العلم و علي بابها) همانا من شهر علمم و علي در آن است. و خطاب به مولي فرمود: (انت اخي و وصيي و وارثي) تو برادر من و وصي و وارث مني. در فرازي از دعاي ندبه  پيامبر خطاب به علي مي فرمايد (لو لا انت يا علي لم يعرف المؤمنون بعدي) اي علي اگر تو نبودي مردم پس از من مؤمنان را نمي شناختند.

در زيارت مطلقه مي خوانيم ((السالم علي ميزان الاعمال)) علي ميزان و معيار اعمال است. امام صادق (ع) در زيارت جدش عرضه مي دارد درود بر تقسيم كننده بهشت و جهنم، درود بر نعمت الهي بر نيكان :

((السلام علي قسيم الجنه و النار السلام علي نعمه الله علي الابرار))

محبت علي عامل رسيدن به كمال

در دواير مختلف هستي،‌هر شعاعي به دور محوري مي چرخد و هر پديده اي حول قطب وجودي كه وابسته به اوست، دور مي زند. امام معصوم محور هستي، قطب عالم وجود، تكيه گاه آفرينش، واسطه فيض الهي به جهان هستي و نگهدارنده كائنات باذن الله است. در اين راستا، محبت و ولايت علي (ع) مربي همه موجودات، هدايتگر آنان به سوي كمال و سبب دوام و قوام تمامي پديده ها از جمال تا انسان است. پيامبر خدا (ص) در اين رابطه بيان زيبايي مي فرمايد:

 حبًٌ عليٍٍٍّ حسنه لا تضرمعها سيئهًٌ      (بحار ج 9 ص 401)

محبت علي (ع) حسنه اي است كه با وجود آن هيچ گناهي به انسان صدمه نمي رساند.

                                                                یا علی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط زهرا  | 

اعتکاف

 

اعتکاف کوبیدن است بر دل خویشتن

پسب بکوب ، بکوب ، بکوب این در را  حتی اتک الیقین



 


 

 


 

 



 

 
 
 
 
 
 
یا علی
+ نوشته شده در  ساعت   توسط زهرا  | 

یا عزیز الرضا (ع)

زینتِ بخشندگان، امام جواد (ع) می آید تا زمین مدینه، یک بار دیگر مولودی دیگر از نسل هابیل را به شادباش بنشیند. می آید تا چشمان آسمان را به روشنی سیمایش روشن شود و لاهوتیان و ناسوتیان را در شادی میلاد خویش فرو برد.

کبوتر دل در هوای طواف گنبد نورانی کاظمین، پر می گشاید تا همراه با فرشتگان الهی؛ حرم مطهرش را با بال های خود غبار بروبد و دیده را به ضریح او روشن سازد. در زاد روز مولود مبارک رجب، با یک آسمان نیاز از یگانه بی همتا می خواهیم در دریای بی کران بخشش جوادالائمه غرقمان سازد و در زمره شیفتگان واقعی او قرارمان دهد.

یا علی

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط زهرا  | 

سلمان منا اهل بیت(ع)

رسول خدا(ص)  فرموده است: سلمان‏منا اهل البيت . سلمان از خاندان ما اهل بيت(ع) است،

عبدالله، فرزند سلمان روايت مى‏كند: پدرم گفت: يك روز از خانه بيرون آمدم،در حالى كه ده روز از وفات رسول خدا(ص) گذشته بود، در راه با على بن ابى‏طالب(ع) پسر عموى رسول خدا(ص) ملاقات كردم. آن حضرت فرمود: اى‏سلمان! تو نيز بعد از وفات رسول خدا(ص) با ما جفا مى‏كنى؟!

سلمان مى‏گويد: به عرض رساندم: اى محبوب من! اى ابوالحسن! كسى نسبت‏به شخص بزرگوارى چون تو، چگونه مى‏تواند جفا روا دارد؟ من پس از وفات‏رسول خدا(ص)، (به خاطر رحلت آن حضرت، حوادث تلخ پيش آمده، و شايدهم جو وحشت و رعب و خفقان موجود) به قدرى غمناك و دردمند شده بودم، كه‏توانايى بيرون آمدن از خانه و زيارت شما را نداشتم.

امام على(ع) فرمود: اى سلمان! اكنون به خانه فاطمه(س) بيا، زيرا دختر رسول‏خدا(ص) سخت مشتاق ديدار توست و مى‏خواهد تحفه بهشتى به تو عطا نمايد.

گفتم: مگر پس از وفات رسول خدا(ص) هنوز هم تحفه و هديه بهشتى براى‏فاطمه(س) مى‏آيد؟

امام على(ع) فرمود: آرى، ديروز براى او هديه بهشتى آمده است.

سلمان مى‏گويد: با عجله خود را به خانه فاطمه(س) رساندم، آن بانوى بزرگ رادر حالى ديدم كه نشسته و با چادر كوچكى خود را پوشانده بود، وقتى من واردخانه شدم، آن حضرت بطور كامل خود را پوشيد و گفت: سلمان! پس از وفات‏پدرم(ص) تو نيز به ما جفا و بى‏مهرى كردى؟

گفتم: اى بانوى عزيز و محبوب! آيا من، در حق شما بى‏مهرى كرده‏ام؟!

فاطمه(س) فرمود: اكنون بنشين و به آنچه مى‏گويم درست فكر كن.

من ديروز، در همين مكان نشسته بودم، در خانه هم بسته بود و در غم و غصه‏زيادى فرو رفته بودم و با خود فكر مى‏كردم، ارتباط وحى الهى با ما قطع شد و ديگرفرشتگان به خانه ما نمى‏آيند، اما، ناگاه درب خانه باز شد و سه دختر جوان واردشدند كه به زيبايى آنها كسى را نديده بودم، آنان هيبت‏بزرگ، چهره نورانى وبوهاى عطرآگينى داشتند، من با مشاهده آنان ايستادم و با قيافه درهم كشيده‏اى به‏آنان گفتم: شما كيستيد؟ آيا اهل «مكه‏» يا اهل «مدينه‏» مى‏باشيد؟

آنان پاسخ دادند: اى دختر محمد(ص) ما نه اهل مكه و مدينه و نه اصلا اهل‏زمين هستيم، بلكه ما فرشتگانى هستيم از «دارالسلام‏» كه خداوند عزيز ما را به نزدتو فرستاده، اى دختر محمد(ص)! ما سخت مشتاق ديدار تو هستيم.

بارى، به آن فرشته‏اى كه بزرگتر از ديگران به نظر مى‏رسيد، گفتم: اسم تو چيست؟

گفت: اسم من «مقدوده‏» است.

پرسيدم: به چه مناسبت، اين نام براى تو انتخاب شده؟

مقدوده گفت: خداوند مرا براى «مقداد بن اسود كندى‏» صحابى رسول‏خدا(ص) آفريده است.

بعد نام فرشته دوم را سؤال كردم، او نام خود را «ذره‏» معرفى كرد.

گفتم: چرا اين نام، كه معناى كوچكى مى‏دهد، براى تو انتخاب شده، در حالى كه‏تو داراى بزرگى و هيبت هستى؟

فرشته گفت: خداوند مهربان، مرا براى صحابى بزرگ رسول خدا(ص) ابوذرغفارى آفريده است.

سپس به فرشته سوم گفتم: اسم تو چيست؟

وى گفت: اسم من «سلمى‏» مى‏باشد.

آن گاه علت اين نامگذارى را براى او جويا شدم، وى گفت: خداوند نام سلمى رابراى من برگزيد، چون براى «سلمان فارسى‏» صحابى مخصوص پدر تو رسول‏خدا(ص) مى‏باشم.

فاطمه زهرا(س) ادامه داد: سپس فرشتگان ظرف خرمايى را جلو من گذاشتند،كه خرماهاى آن شفاف و مانند نان خشك آميخته با شكر و فندق و بادام (چرب وشيرين) بود، و نيز خنك بود وبوى مشك مى‏داد.

سلمان فارسى مى‏گويد: فاطمه(س) پنج دانه از آن خرماها را به من داد و فرمود:امروز روزه خود را با آن افطار كن، و اگر خرما هسته داشت، فردا هسته آن را براى‏من بياور.

سلمان مى‏گويد: خرماها را از فاطمه(س) گرفتم و خانه را ترك گفتم، اما وقتى ازكنار هر گروهى از اصحاب رسول خدا(ص) عبور مى‏كردم، آنان مى‏گفتند: سلمان!آيا مشك همراه دارى؟ من جواب مثبت مى‏دادم.

آرى، وقتى هم هنگام افطار فرا رسيد، با آن خرماها افطار كردم، و آنها نه هسته‏داشت و نه پوسته. روز بعد كه خدمت فاطمه(س) رسيدم، گفتم: اى بانوى من! باخرماها افطار كردم، نه هسته داشت و نه پوسته.

فاطمه(س) فرمود: اى سلمان! اين خرماها هسته و پوسته ندارد، زيرا اينها ازدرختى است كه خداوند متعال آن را در «دارالسلام‏» غرس نموده است،

یا علی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط زهرا  | 

مقام امیرالمومنین (ع)

با اسناد گوناگون روايت شده كه هر شب 60000 فرشته بر مسجد كوفه فرود آمده ، در نزد ستون هفتم نماز مى‏گزارند. ديگر تا روز رستاخيز به آنها نوبت نمى‏رسد كه بر گردند و در آن جا نماز بگذارند. ستون هفتم مقام اميرالمؤمنين است.

یا علی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط زهرا  | 

ماه خدا

پيامبر گرامى ما در بيان عظمت و اهميت ماه رجب مى فرمايد: خداى متعال، در آسمان هفتم، فرشته اى به نام «داعى» قرار داده است. هرگاه ماه رجب فرا رسد، آن فرشته دعوت كننده، هرشب تا به صبح گويد: خوشا به حال كسانى كه به ذكر الهى مشغولند; خوشا به حال كسانى كه با ميل و رغبت تمام، رو به سوى درگاه خدا آرند. و خداوند مى فرمايد: من همنشين كسى هستم كه با من همنشين باشد، و مطيع كسى هستم كه فرمان مرا ببرد و آمرزنده ام كسى را كه از من طلب آمرزش كند. اين ماه رجب ماه من، بنده هم بنده من، و رحمت هم از آن من است; هركس مرا در اين ماه بخواند، پاسخ مثبت دهم; و هركس از من چيزى بخواهد، به او عطا كنم; و هركس از من هدايت جويد، هدايتش كنم. من اين ماه را وسيله ارتباط بين خود و بندگانم قرار داده ام پس هركس به آن چنگ زند، به من مى رسد.

یاعلی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط زهرا  | 

متن مصاحبه "نورانی جانان بزیرگان" ؛ لائیک ها به جرم حجاب بچه ام را سقط کردند

سرویس جهان اسلام : روز سه شنبه 21 خرداد 1387 مادر جوان محجبه ای در یکی از پربیننده ترین شبکه های تلویزیونی ترکیه با ابراز ارادت به امام خمینی جنجالی بزرگ را در محافل سیاسی و خبری ترکیه برانگیخت که هنوز نیز ادامه دارد و حتی منجر به صدور حکم پیگرد قانونی برای وی از سوی دستگاه قضایی ترکیه شد.
   
تصویر بزرگ
به گزارش خبرگزاری فارس، مردم ترکیه نام «نورای جانان بزیرگان» را برای اولین بار در سال 1998 میلادی در رابطه با مسئله ممنوعیت حجاب اسلامی در این کشور شنیدند. این بار نیز نام و تصویر او را یک کانال تلویزیونی و باز هم در رابطه با ممنوعیت حجاب در ترکیه مطرح نمود. ادعاهای بسیاری در مورد وی منتشر شده است و در عین حال کسی هم حق صحبت و دفاع از خود را برای او قائل نمی‌شود. در این بخش توجه خوانندگان را به متن مصاحبه نورای جانان بزیرگان جلب می نمائیم.

*سوال: هدف اصلی شما از شرکت در آن برنامه تلویزیونی چه بود؟
نورای جانان بزیرگان:قرار بود در خصوص حکم لغو مصوبه آزادی حجاب در دانشگاهها از جانب دادگاه قانون اساسی بحث کنیم. من از طرف انجمن «آزاد» در ترکیه به آن برنامه دعوت شده بودم. علت دعوت من هم این بود که در سال 1998 به علت ممنوعیت حجاب دچار یکسری مشکلات شده و در سال 2000 اجبارا از کشور خارج شدم. در سال 1998، هنگامی که دانشجوی سال دوم دانشکده خدمات بهداشتی وابسته به دانشگاه استانبول بود، در میان امتحان پایان ترم به خاطر داشتن پوشش اسلامی به زور پلیس مرا از سر جلسه امتحان بیرون کردند. من به آنها گفتم که کارشان مغایر با حقوق بشر است اما استادم گفت: یا مثل آدم لباس بپوش، یا اینکه گمشو برو! بعد نیروهای پلیس ویژه که در ترکیه به آن ها روبوکوپ می گویند ریختند داخل جلسه امتحان.

*سوال: می گویند که شما در این جریان دچار سقط جنین شده‌اید؛ برخوردی هم که با شما شده خود نشان می‌دهد که ابعاد این ممنوعیت تا کجاها رسیده. این روند از لحاظ روانی چه تاثیری بر روحیه شما گذاشت؟
«نورای جانان بزیرگان»:من آن موقع بسیار بی تجربه بودم. می‌توانید تصورش را بکنید؟ یک دسته پلیس ویژه به خاطر شما می‌ریزند تو کلاس. من در واکنش به این وضعیت تو کلاس شروع کردم به پریدن و دویدن به ای طرف و آن طرف مثل این که راه فراری از دست آن همه پلیس بود! در آن روزها من جنینی در شکم داشتم و فورا ترس از این که کودکم را در زندان به دنیا بیاورم همه وجودم را پر کرد. آن روزها مرتب کابوس می‌دیدم. بخاطر هر چیز کوچکی سریع به گریه می‌افتادم. هر بار که به دادگاه احضار می‌شدم رسانه‌ها مثل امروز مرا تحت فشارهای روانی قرار می‌دادند. از اینکه با من مثل یک مجرم برخورد می کردند خیلی اذیت می‌شدم. به هر حال من اولین کسی بودم که بخاطر حجاب برایش درخواست حبس شده بود.


*سوال : چه مسائلی باعث شد که شما به پناهنده شدن روی بیاورید؟
«نورای جانان بزیرگان»: من به هیچ وجه نمی‌خواستم از ترکیه بروم .همسرم و همه کس و کارم این جا هستند و طبق برنامه خودم در حال زندگی هستم و در عین حال زندگی در ترکیه را هم خیلی دوست دارم. اما آن روز ها تنها در جریان ممنوعیت حجاب سه بار بازداشت شدم. بالاخره پرونده‌ام با حکم 6 ماه حبس بسته شد. حتی اگر من موفق می شدم این حکم را به جزای نقدی تبدیل کنم، دو پرونده مفتوح دیگر هم داشتم .من در آن مقطع زمانی تهدیدهای تلفنی بسیاری دریافت کردم. در مدت بازداشتی هایم نیز در معرض شکنجه‌های روحی و بدنی قرار گرفتم. بعنوان مثال مرا 8 ساعت در یک فضای تاریک نگهداشتند. با اداره امنیت روبرو شده، در حدی بسیار زیادی تحقیر شدم. توهین های بسیاری شنیدم و دیدم. اما انگار آنان همه این ها را کافی نمی‌دانستند. مرا کشان کشان روی زمین می‌بردند و با مشت و لگد به جانم می‌افتادند. در نتیجه بچه‌ام سقط شد و یک دستم شکست. شما را به خدا، خود شما بگویید آیا این ها برای پناهنده شدن کافی نبود؟
*سوال: در پایان، چه پیامی برای خوانندگان «تایم ترک» دارید؟
«نورای جانان بزیرگان»: من بعد از اینکه به منظور درک و فهم قرآن شروع به خواندن آن کردم واقعا مسلمان شدم. به همین جهت معتقدم مهمترین منبعی که هادی زندگی ماست قرآن است. توصیه من این است: برای اینکه در زندگی بتوانید با عقلم سلیم فکر کنید و به درکی درست و منطقی برسید،‌ به جای تکیه بر شخصیت‌های فسیل شده در تاریخ با انواع گرایش های مدرن، سنتی و ملی ، به قرآن مراجعه کنید تا به درکی صحیح و زندگی درست نائل شوید.
به عقیده من، آن دیدگاه و طرز زندگی که انسان از قرآن کسب می‌‌کند، مهمترین دارایی و ثروت اوست. در این چارچوب مهمترین نشانه و شیوه زندگی ما زنان و دختران مسلمان ، همین حجاب اسلامی ماست. من باور دارم که در این زمانه پروردگارمان ما را با همین شیوه پوششمان آزمایش می‌کند. به همین خاطر خواهران مکشفه خودم را که به سبب ایدئولوژی رسمی حاکم از مزایا و ارزش حجاب اسلامی بی‌خبر مانده‌اند ،به داشتن حجاب اسلامی دعوت می‌کنم. به خواهران محجبه‌ام نیز یکبار دیگر یادآوری می‌کنم که حجاب ایشان از تمام مدارک تحصیلی، مقامات اداری و اجتماعی و امتیازات با ارزش‌تر است. البته این مسئله فقط شامل حجاب نمی‌شود.هرچه که به ما تقدیم کنند، در برابر انصراف از هرکدام از آیات خداوند هیچ ارزشی ندارد و ما به هیچ وجه نباید از هیچ آیه‌ای دست برداریم و کوتاه بیاییم. به باور من، این مقاومت ما ، ضرورتی برخاسته از اخلاق قرآنی و ایمان ماست زیرا گروه مقابل(لاییک ها) از نسلی قرآنی که پاک و منزه رشد خواهند کرد می‌ترسد. من ضمن سلام به تمامی برادران و خواهرانم ،با این دعا به عرایضم پایان می‌دهم : «خداوند ما را در پی‌ریزی نسل قرآنی یاری دهد»
یا علی
 
+ نوشته شده در  ساعت   توسط زهرا  | 

گون و نسیم

به کجا چنین شتابان؟ گون از نسیم پرسید
دل من گرفته زینجا ، هوس سفر نداری ز غبار این بیابان؟
همه آرزویم اما چه کنم که بسته پایم ، به کجا چنین شتابان؟
به هر آن کجا که باشد بجز این سرا سرایم
سفرت به خیر اما ، تو و دوستی خدا را
چو از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی
به شکوفه ها به باران برسان سلام ما را

یا علی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط زهرا  | 

چاه

جز خدا از حال من آگاه نیست
محرم دردم به غیر از چاه نیست

یا علی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط زهرا  | 

لحظه های کاغذی

                                   خسته ام از آرزوها ، آرزوهای شعاری                                   
شوق پرواز مجازی ، بالهای استعاری

لحظه های کاغذی را، روز و شب تکرار کردن
خاطرات بایگانی،زندگی های اداری

آفتاب زرد و غمگین ، پله های رو به پایین
سقفهای سرد و سنگین ، آسمانهای اجاری

با نگاهی سر شکسته چشمهایی پینه بسته
خسته از درهای بسته، خسته از چشم انتظاری

صندلی های خمیده،میزهای صف کشیده
خنده های لب پریده ، گریه های اختیاری

عصر جدول های خالی، پارک های این حوالی
پرسه های بی خیالی، نیمکت های خماری

رو نوشت روزها را،روی هم سنجاق کردم:
شنبه های بی پناهی ، جمعه های بی قراری


عاقبت پرونده ام را،با غبار آرزوها
خاک خواهد بست روزی ، باد خواهد برد باری

روی میز خالی من، صفحه ی باز حوادث
در ستون تسلیتها ، نامی از ما یادگاری

یا علی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط زهرا  | 

مادر !!!

 بدون شرح

یا علی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط زهرا  |